دختر شیرین زبون
سلام دختر شیرین زبونم
خوبی عزیزدلم
این روزا انقدر شیرین زبون و صد البته شیرین ادا شدی که همه دوست دارن بچلوننت.
مکالمات روزانه:
َلام: سلام
مامان دون: مامان جون
بابا جون: بابایی
دایی دون: دایی جون
حسین دون : حسین جون
کاله دون: خاله جون و عمه دون: عمه جون
بله دیگه برا همه اسما یه جون میذاری دیگه
دایی حسین وفته مَمَسه: دایی حسین رفته مدرسه
بابا تاب تاب بالا: بابا تاب تاب رو بالا وصل کرد
مامان جون کجایه؟ وفته کار
مامام، بابا کجایه؟ وفته کار
بابا میایه بادکُنی میاره: بابا میاد برام بادکنک میاره(دخترم عشق بادکنکه)
َذا بیده: غذا بده
وقتی بادکنکت میترکه میگی: بادکنی ترکید، بابا میایه(سرتم تکون میدی)
هروقت جیش میکنی میای میگی مامان پی پی پی پی
دست میگیری به گوشواره های من میگی مامانه؟ میگم آره دست میگیری به گوشواره های خودت میگی منه؟ میگم آره میگی نی نی نه نی نی نه منه منه.
یه کاریو میگم انجام نده کار بده میگی نه؟ نه؟ میگم نه میگی باش باش.
عشق نقاشی هستی و به مداد و خودکار و ماژیک میگی ماژیک.
ماژیک بیده دَتر(دفتر) بیده.
یه کاری داشته باشی با سر و دست اشاره میکنی و میگی بیا بیا .
تازه یاد گرفتی میگی بابا رضا.
به تولد میگی تولویه عکسای تولد رو میبینی میگی تَوَلویه تولویه.
دیروز بابا رفت ماشینو از تعمیرگاه بیاره گفتی مامان بابا کجایه گفتم رفته ماشینمونو بیاره گفتی بابا وفته ماتین، دید دید بیارش.
موبایلو میاری میگی بیارش بیارش(یعنی عکسارو بیاره)
حرف مامان و بابا رو گوش میکنی هرکاری بگیم انجام میدی و حسابی خودتو برا همه لوس میکنی.
میمی رو برده بودی یه جا گذاشته بودی گم شده بود گریه میکردی میگفتی می می میخوام گفتم برو پیداش کن با صدای بلن میگفتی مییییی میییییی میییییی میییییی. زیر پتو و مبل و اینورو اونور گشتی تا پیداش کردی.


دختر شیرین زبون 
